زندگی یعنی من یعنی تو...

خرید بک لینک
چند روزه صبح که از خواب بیدار میشم نمیدونم الان دقیقا چه روزیه و موقعیتم کجاست! امروز صبح با صدای صحبت کردن مامان و بابام از خواب بیدار شدم گفتم خدایاااا کی حال داره پاشه بره باشگاه الان. ساعتو نیگا کردم 7 صبح بودم گفتم خوب وقت دارم بخوابم حالا! یهو یادم افتاد امروز جمعه اس خوشحالی من اون لحظه قابل وصف نبود خواب از سرم پرید اصلا. البته در حد یه صبحانه خوردن فقط امروز که برای چندمین بار تو این هفته این جریانِ من کیم و کجام برام اتفاق افتاد با خودم فک کردم اگه یه روز صبح از خواب بیدار شم و دیگه هیچییییی یادم نیاد چی میشه اون وقت دیروز در طی بررسی های به عم زندگی یعنی من یعنی تو......

ما را در سایت زندگی یعنی من یعنی تو... دنبال می‌کنید

برچسب: چی شده بابک جهانبخش,چی شده,چی شده اون همه احساس,چی شده اون همه احساس,دانلود,چی شده کلاه قرمزی,چی شده از بابک جهانبخش,چی شده چیزی نیست,چي شده,چي شده اون همه احساس,چی شده هیچی کلاه قرمزی, نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 20:38

+غلیظ و خوشمزه بود ++دستور درست کردنش رو جناب ذهن زیبا مرحمت فرمودند +++برای شیرین کردنش بجای شکر از یه قاشق و نیم عسل استفاده کردمبی عذاب وجدان ++++دوستان عزیزم لازمه من یک توضیحی اینجا بدم، بنده نه تنها چاق نیستم حتی اضافه وزن هم ندارم فقط جهت یک سری اهدافِ قرتی بازی رژیم خاصی دارم که مصرف قند و شکر توش ممنوعه زندگی یعنی من یعنی تو......

ما را در سایت زندگی یعنی من یعنی تو... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 20:38

خودم میدونم اینجا اینستا نیست اما علاقه ای به شر کردن عکسام تو اون فضا ندارم تا زمانی که اینجا هست همینجا مینویسم و عکس شر میکنم. همچین عتیقه ای هستم ایشون وعده بعد از باشگاه بودن اصلا به عشق همین وعده ها تمریناتمو تموم میکنم به مربیم میگم مربی جان دارم میرم سفر جایزه بهم بده میگه همین که داری میری سفر خودش جایزه اس سوغاتی هم فراموش نشه خخخخخ انتظار داشتم مجوز خوردن بستنی بهم بده که اوشون از من زرنگ تر تشریف داشتن + آهنگ میخونه: من با لبخندِ قشنگ و مهربونت جون میگیرم عزیزم پس بخند آرومِ من، خانمِ من، تا من نمیرم بخند واسم بخند... زندگی یعنی من یعنی تو......

ما را در سایت زندگی یعنی من یعنی تو... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 20:38

لاک زدم، جیگری!! یادِ هانا افتادم... نیم ساعته انگشتامو جدا از هم نگه داشتم خشک بشن! بلاخره کارامون دیروز تموم شد و اتاقمو تر و تمیز کردم و یه نفس راحت کشیدم امروزم صبح که بیدار شدم دیدم بابا برام بلیط گرفته گذاشته رو میزم...اول وقت برام گرفته بود مثل دفعه قبل نشه... بعد همون موقع ها تا برم باشگاه داشتم اینستام رو چک میکردم چشمم خورد به دستم، دیدم نبضمو میتونم ببینم یه حسِ فوق العاده ای بهم القا شد میگم نیگا کن زندگی تویِ رگات جریان داره...جوونی و سالم...خدا رو شکررررررررر هورا کنان رفتم باشگاه اونجا هم یه دختر خانمی همپای من تمرین میکرد هیمنجورییییی زندگی یعنی من یعنی تو......

ما را در سایت زندگی یعنی من یعنی تو... دنبال می‌کنید

برچسب: دستم تو دست عشقمه,دستم تو دست عشقم,دستم تو دست خداست,دستم تو دست عمه, نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 20:38

صفحه بندی